**حرفهای گفته شده در زیر به هیچ عنوان به منزله تطابق ان با زندگی نویسنده نیست و تنها بخشی از ایده ال های ذهن نه چندان اشفته او می باشد.....
نمی دونم تقدیر و سرنوشت ادما چطوری تعیین می شه. چه معیاری داره . اگرچه معتقدم خوشبختی و تعبیری که از اون می شه یه امر نسبی هست اما از طرف دیگه هم یه سری مسایل هست که باور عموم مردم قبولش کرده و و ناخوداگاه شده ملاک خوشبختی بعضی ادما. اگه بخواییم یه کم ادای روشنفکری در بیاریم می تونیم بگیم :نه!! اینجوری نیست.مثلا به فلان دلیل و منطق من اینجوری فکر نمی کنم و خلاصه ایده ال فکر کنیم بر اساس اون چیزی که منطقمون می گه نه اون چیزی که حاکمه، بعد از یه مدتی چون کاری از دستمون بر نمی اد یا در اون حدی که باید باشیم نمی تونیم باشیم دچار یه جور احساس سر خوردگی می شیم. یه طرف باور مردم یه طرف منطقی که با ذهنیت ها فرهنگ ها و ارزش هامون شکل گرفته و ایمان داریم بهش.کشمکش عجیبیه. نمی دونم شاید درست نباشه اما شاید زندگی نهایتا 70 ساله یه ادم زیاد ارزشی نداشته باشه که بخواد خودش را غرق کنه توی مسایلی که کاری از دستش برای حل و رفعش ازش بر نمیاد. بعضی وقت ها یه سری مسایل ارزش این را داره که ادم براش بجنگه.ولی بعضی مسایل برای ادم فرقی نداره پس بهتره ذهنش را درگیر این نکنه که به همه دنیا بفهمونه که این مساله درست نیست(که شاید مشمول نسبیت هم باشه)بعضس وقت ها ادم بهتره سعی کنه واقعیت ها را ببینه تا ایده ال ها را. حالا چی شد به اینجا رسیدم. اره...بحث خوشبختی بود....احساس خوشبختی... شانس....موقعیت....رفاه....ثروت....ارامش....معنویات...و هرچیز دیگه ای ازش تعبیر به خوشبختی بشه. چطور یه ادم می تونه اینا را داشته باشه،کیا اینا را دارن، چرا یکی مهندس معمار می شه یکی می شه یه کارگر ساختمونی.چرا یکی تزریقاتچی میشه یکی می شه فوق تخصص مغز و اعصاب...چرا یکی مثلا تراول 100 تومانی واسش پول خورده یکی خرج یک ماه خانواده اش...و خیلی مسایل دیگه که حتما همه شما هم به ذهنتون رسیده. برای خوشبختی ادما به باور عموم!! خیلی ملاک ها هست شاید اولین چیزی که به ذهن خیلی ها می اد شانسه..خوب انکارش نمی کنم البته برای مسایلی که نمی فهمم چطور شده شاید بندازم گردن شانس .اما اگه بخوام منطقی نگاه کنم(اینجا که کسی نیست مواخذم کنه!!)احتمال شانس توی خوشبختی ادما خیلی کمه.... این یه رابطه دو دو تا چهار تا هست. من اگه می خوام یه معمار موفق باشم باید به اندازه یه معمار موفق تلاش کنم. من اگه می خوام یه ادم ثروتمند باشم باید تلاشم را خیلی بیشتر کنم. اگه می خوام ادمای مهم دورم باشن باید تلاش کنم اول خودم ادم مهمی باشم.و همینطور بقیه موارد.به امید شانس نشستن یه کار ابلهانه هست. خلاصه اینکه:
برای اینکه بهترین هارا بخواییم باید بهترین باشیم.
شاید هنوز وقت خیلی چیز ها نرسیده باشه. خودم را خوب میشناسم مسایل عاطفی بد جور همه زندگیم را تحت تاثیر قرار می ده. اگرچه بعضی وقت ها خیلی احساس تنهایی می کنم اما دلم نمی خواد راکد بمونم و همه زندگیم را صرف مساله ای کنم که از کارام عقبم بندازه. می دونم به وقتش چیزی کم نمی ذارم. اما با همه تنهایی هام بازم ترجیح می دم تنها باشم نمی خوام زندگیم را راکد نگه دارم و به حد اقل ها قانع بشم. اگه بخوام می تونم ادم بزرگی باشم و اون موقع هم لیاقت همه چیزای بزرگ را دارم.....نمی خوام اینا را از دست بدم. تو هم باید بتونی....باید......همه چیز را بذار به وقتش....
|