تبليغاتX
شب چره ای برای شب نشین!!
 
به شب نشینی خرچنگ های مردابی.... چگونه رقص کند ماهی زلال پرست...
   
  **حرفهای گفته شده در زیر به هیچ عنوان به منزله تطابق ان با زندگی نویسنده نیست و تنها بخشی از ایده ال های ذهن نه چندان اشفته او می باشد.....


نمی دونم تقدیر و سرنوشت ادما چطوری تعیین می شه. چه معیاری داره . اگرچه معتقدم خوشبختی و تعبیری که از اون می شه یه امر نسبی هست اما از طرف دیگه هم یه سری مسایل هست که باور عموم مردم قبولش کرده و و ناخوداگاه شده ملاک خوشبختی بعضی ادما. اگه بخواییم یه کم ادای روشنفکری در بیاریم می تونیم بگیم :نه!! اینجوری نیست.مثلا به فلان دلیل و منطق من اینجوری فکر نمی کنم و خلاصه ایده ال فکر کنیم بر اساس اون چیزی که منطقمون می گه نه اون چیزی که حاکمه، بعد از یه مدتی چون کاری از دستمون بر نمی اد یا در اون حدی که باید باشیم نمی تونیم باشیم دچار یه جور احساس سر خوردگی می شیم. یه طرف باور مردم یه طرف منطقی که با ذهنیت ها فرهنگ ها و ارزش هامون شکل گرفته و ایمان داریم بهش.کشمکش عجیبیه.

نمی دونم شاید درست نباشه اما شاید زندگی نهایتا 70 ساله یه ادم زیاد ارزشی نداشته باشه که بخواد خودش را غرق کنه توی مسایلی که کاری از دستش برای حل و رفعش ازش بر نمیاد.

بعضی وقت ها یه سری مسایل ارزش این را داره که ادم براش بجنگه.ولی بعضی مسایل برای ادم فرقی نداره پس بهتره ذهنش را درگیر این نکنه که به همه دنیا بفهمونه که این مساله درست نیست(که شاید مشمول نسبیت هم باشه)بعضس وقت ها ادم بهتره سعی کنه واقعیت ها را ببینه تا ایده ال ها را. 

حالا چی شد به اینجا رسیدم.

اره...بحث خوشبختی بود....احساس خوشبختی... شانس....موقعیت....رفاه....ثروت....ارامش....معنویات...و هرچیز دیگه ای ازش تعبیر به خوشبختی بشه.

چطور یه ادم می تونه اینا را داشته باشه،کیا اینا را دارن، چرا یکی مهندس معمار می شه یکی می شه یه کارگر ساختمونی.چرا یکی تزریقاتچی میشه یکی می شه فوق تخصص مغز و اعصاب...چرا یکی مثلا تراول 100 تومانی واسش پول خورده یکی خرج یک ماه خانواده اش...و خیلی مسایل دیگه که حتما همه شما هم به ذهنتون رسیده.

برای خوشبختی ادما به باور عموم!! خیلی ملاک ها هست شاید اولین چیزی که به ذهن خیلی ها می اد شانسه..خوب انکارش نمی کنم البته برای مسایلی که نمی فهمم چطور شده شاید بندازم گردن شانس .اما اگه بخوام منطقی نگاه کنم(اینجا که کسی نیست مواخذم کنه!!)احتمال شانس توی خوشبختی ادما خیلی کمه....

این یه رابطه دو دو تا چهار تا هست. من اگه می خوام یه معمار موفق باشم باید به اندازه یه معمار موفق تلاش کنم. من اگه می خوام یه ادم ثروتمند باشم باید تلاشم را خیلی بیشتر کنم. اگه می خوام ادمای مهم دورم باشن باید تلاش کنم اول خودم ادم مهمی باشم.و همینطور بقیه موارد.به امید شانس نشستن یه کار ابلهانه هست.

خلاصه اینکه:

برای اینکه بهترین هارا بخواییم باید بهترین باشیم.


شاید هنوز وقت خیلی چیز ها نرسیده باشه.

خودم را خوب میشناسم مسایل عاطفی بد جور همه زندگیم را تحت تاثیر قرار می ده.

اگرچه بعضی وقت ها خیلی احساس تنهایی می کنم اما دلم نمی خواد راکد بمونم و همه زندگیم را صرف مساله ای کنم که از کارام عقبم بندازه.

می دونم به وقتش چیزی کم نمی ذارم. اما با همه تنهایی هام بازم ترجیح می دم تنها باشم نمی خوام زندگیم را راکد نگه دارم و به حد اقل ها قانع بشم. اگه بخوام می تونم ادم بزرگی باشم و اون موقع هم لیاقت  همه چیزای بزرگ را دارم.....نمی خوام اینا را از دست بدم. 

تو هم باید بتونی....باید......همه چیز را بذار به وقتش....




 
 
 |    نوشته شده توسط ماهی
 
   
   

نمی دونم باید الان گله کنم یا چشمم را ببندم روی همه چیز

دیدن و تحمل ناراحتی کسایی که دوسشون دارم از تحمل ناراحتی خودم خیلی سخت تره. اگرچه خیلی ها فکر می کنن نسبت به همه چیز بی تفاوتم.

خودمم اصلا حال خوبی ندارم.

اما نمی خوام ناراحتیم چیزی به فکرای بقیه اضافه کنه. ترجیح می دم دراز بکشم و چشمام را ببندم و دعا کنم زود خوابم ببره.

 
 
 |    نوشته شده توسط ماهی
 
   
  امروز صبح به این نتیجه رسیدم که:

 بعضی وقت ها طلوع خورشید حتی از پشت پنجره های بیمارستانم قشنگه!!!


بعضی وقت ها مجبوری با بعضی مسایل کنار بیایی !!!


بعضی وقت ها زیر تیغ نگاه خیلی ها هستی! و بعضی وقت ها سرت را مثل یه عنصر تنها می اندازی پایین  !!! و می ری و می ایی و ناخود اگاه تره هم برا هیشکی خورد نمی کنی!! اون بعضی وقت ها ٬ بعضی وقت ها یه جورایی  بی مسیولیتی تعبیر می شه٬ بعضی وقت ها غرور ٬ بعضی وقت ها هم به نهایت مسئولیت پذیری!! اما به هر حال حس خوبی بهم می ده وقتی سرم به کار خودم گرم باشه !


در کل الان تو فاز بی فازیم!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط ماهی
 
   
  میگفت: ساده ترین راه پشت پا زدن به تمام خاطره هاست!!

چقدر حرص می خوردم

چقدر زمین و زمان را نفرین می کردم.

خاطره ها زندگی ادما هستند.*

نمی خوام پشت پا بزنم  اما شدم مثل یه برکه که داره می گنده!! 

*شاید دارم مغلطه می کنم!!!

 
 
 |    نوشته شده توسط ماهی
 
   
   حیف که قول دادم٬ وگرنه به هیچ قیمتی حاضر نبودم یه قدم از چهار دیواری اتاقم بیرون بذارم.

بعد از روزای پر هیاهویی که داشتم. به یه خورده ارامش واقعا نیاز داشتم.

می رم دانشگاه٬ کم کم اروم میشم.سعی می کنم همه چیز را به شوخی و خنده رد کنم و برای چند لحظه هم که شده از او ژست مسخره بیام بیرون.

اما نمی شه. نمی دونم این وسط دست کی توی کاره که نشسته تاببینه کی یه لحظه اروم شدم تا دوباره ذهنم را به هم بریزه.

خیلی تصمیما دارم اما هیچکدومو نمی گم

 
 
 |    نوشته شده توسط ماهی
 
   
  اونقدر داغونم که بخوام بزنم زیر تمام زندگیم.

کاشکی ادما فقط خودشون توی زندگیشون دخیل بودند. وقتی احساس می کنی همه چیز داره به خوبی می گذره ٬ عصبانیت یه نفر دیگه که تو هم هیچ نقشی توش نداشتی همچنین گند می زنه به تمام ارزوهات و تصمیماتت که فقط می تونی بری پتو و بی صدا اشک بریزی که مبادا ناراحتیشون بیشتر شه.

کاش اگه چیزی را نداریم حداقل ادعا هم نکنیم که داریم.

زندگیم روی هواست.

 
 
 |    نوشته شده توسط ماهی
 
   
  همینم که هستم!

با همه بی وفایی هام

با همه خسته گی هام

دلم نمی خواد کسی بهم بگه چکار کنم.

میفهمی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دلم نمی خواد واسه نوشته هام مواخذه بشم

دلم نمی خواد اینجا هم که  می ام حرف های کسی ذهنم را درگیر کنه

دلم نمی خواد کتاب روانشناسی افسردگی بخونم

دلم می خواد خودم باشم و خودم.

بسه دیگه.

نمی خوام کسی بیاد اینجا و چرت و پرت هام را بخونه

میرم یه جای دیگه

جایی که هیشکی نباشه

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ماهی
 
   
  نمی دونم ساعت چنده٬ حتی حوصله تش را ندارم که برم نگاه کنم. ساعت کامپیوتر که می گه  ۷.۲۷ اما می دونم خیلی کمتر از این چیزا هست. هوا داره روشن می شه ٬ شاید ۵ باشه ٬ ۶ باشه٬ نمی دونم اصلا شاید وایساده باشه.

*وقتی زمان را گم می کنی٬ چه اهمیت داره که ساعت چنده؟؟


این روزا خیلی عصبی شدم ٬ به قول ..... : تو کلا فکر کنم ادم عصبانی هستی!

می خوام توجیه کنم می گم اینجوری نیست٬ اما خودمم می دونم شدم مثل یه چینی بند زده. یه تلنگر کوچیک از پا می اندازتم.

*دوباره شدم همون ادمه که توی همون بادکنکه هست که خودش را سپرده به باد..


می رم بافت گردی٬ با دکتر معماریان.

نمی دونم چه حسی باید بهم دست بده.


 
 
 |    نوشته شده توسط ماهی
 
   
   

غروب غمگینیه.یه دلتنگیه عجیب غریب و صدای هایده هم تشدیدش می کنه.

نمی دونم شاید خودم هم دارم شرایطم را تشدید می کنم.

غروب ها را دوست ندارم

اونم وقتی غروب پاییز باشه...


ای پادشه خوبان

داد از غم تنهایی

دل بی تو به جان امد وقت است که باز ایی....

 

*خیلی وقت بود ننوشته بودم شاداب!!

**نمی دونم چرا یه بارگی به یاد زابل افتادم

***با شرایط پیش اومده نمی دونم باید چکار کنم...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ماهی
 
   
  نمی دونم اگه ادم خودش را گم کنه خدا را گم می کنه یا اگه خدا را گم کنه خودش را؟؟؟!!!

 

 
 
 |    نوشته شده توسط ماهی
 
 

pctfx3.3

Lonely Girl Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog برنامه نویسی تحت وب

ثبت سایت دامنه فارسی لینوکس سرور